آخرین پرده رقم خورد وخداعاشق شد

عطردرپنجره پیچید وهواعاشق شد

نوردرهاله ای ازعشق به رقص آمدوماه

درعبورازتپش ثانیه هاعاشق شد

آسمان سربه تماشای زمین بالاکرد

سجده آورد زمین وقت دعاعاشق شد

رنگ درباغچه جاری شدوخورشیدشکفت

گل نشدعاشق خورشید؟چرا!عاشق شد

آخرقصه چنین است گلی خندیدو

آسمان...ماه...زمین...نور...صدا...!عاشق شد

«م-مرادی»


 

نوشته شده توسط محمودمرادی در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 11:25 موضوع | لینک ثابت